تبليغاتX
آخرین منجی من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

انتظار و مباحث آن

انتظار: كلمه اى ژرف و معنايى ژرفتر;
انتظار:
خط بطلان بر همه ى كفرها و نفاق ها و ظلمها;
انتظار: خونى در رگ زندگى و قلبى در سينه ى تاريخ;
انتظار: صلابت در درون تاريكيها و سرديها;


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 15:36  توسط سعید | 

 نامها و القاب و کنيه امام زمان(عج)

نامها و القاب امام :
حضرت مهدي عليه السلام به نام هاي متعددي ناميده شده است. اين تعدد اسامي به جهات و مناسبت هاي گوناگوني صورت گرفته است. و اين، شأن و منزلت بزرگان است، به طوري كه اسامي متعدد ايشان بيانگر صفات گوناگون و جوانب خاصي است كه در وجود آنها مي باشد. في المثل اين تعدد اسماء براي خاتم النبيين محمد مصطفي صل الله عليه و آله در قرآن كريم و انجيل يافت مي شود، مثل (محمد ، احمد ، طاها ، ياسين ، بشير ، نظير) و در انجيل اينگونه از ايشان نام برده شده است (فارقليطا به زبان سرياني ، و بركلوتوس به لغت يوناني) .
همچنان كه اسامي متعددي براي حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي باشد، مثل (علي ، حيدر ، مرتضي ، و ايليا به لغت سرياني) و اسامي ديگر
همچنين در مورد حضرت زهرا سلام الله عليها اسامي متعددي را مي توان نام برد از جمله (فاطمه ، زهرا ،بتول ، مباركه ، محدثه ، طاهره، صديقه ) و اسامي ديگر.
احاديث گوناگوني از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام در مورد حضرت مهدي عليه السلام وارد شده كه از ايشان به نامه هاي (مهدي ، حجه ، قائم ، منتظر ، خلف صالح ، صاحب الامر ، سيد و امام ثاني عشر) نام برده اند و تصريح دارند بر اينمه نام وي محمد نام پيامبر و كنيه اش ابوالقاسم كنيه پيامبر، است ذيلا به برخي از اين اسامي و رواياتي كه درباره آنها وارد شده است اشاره داريم:

1 – مهدي
از ابوسعيد خدري روايت شده است كه: پيامبر گرامي خدا صل الله عليه و آله فرمودند:
نام مهدي نام من است.
و از اميرالمؤمنين علي عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
نام مهدي محمد است.1
روشن است كه تسميه ايشان به اسامي متعدد، به جهات مختلفي صورت گرفته است. مثلا علت ناميده شدنش به مهدي آن است كه خداي تعالي وي را به امور و پنهاني كه هيچ كس را بر آن اطلاعي نيست هدايت و ارشاد كرده است، و اينك حديثي در اين مورد:
در كتاب عقد الدرر از جابر بن عبدالله رضي الله عنه نقل شده كه مي گويد:
حضرت باقر عليه السلام فرمودند: زماني كه مهدي ما اهل بيت قيام نمايد، مال را بطور يكسان تقسيم نموده، و در ميان رعيت به عدالت رفتار كند، و هر كه وي را اطاعت نمايد از خدا اطاعت نموده و هر كه نافرماني وي را نمايد خداي را نافرماني كرده است، و او مهدي ناميده شده است به اين جهت كه وي را به امر پنهاني هدايت نموده اند.2
2 – قائم
علت ناميده شدنش به قائم آن است كه وي به بزرگترين قيامي كه تاريخ بشري نظيرش را سراغ ندارد به حق قيام مي فرمايد، آنگونه كه باطل در آن راه ندارد. و اين، امتياز و برتري قيام حضرت مهدي عليه السلام است، چرا كه تاريخ قيام ها و جنبشهاي را كه توسط بعضي افراد صورت گرفته، ثبت كرده است ولي تمام اين قيام ها بر باطل بوده است، مگر قيام حضرت مهدي عليه السلام كه به حق خواهد بود و اينك حديثي در اين مورد:
از ابو حمزه ثمالي روايت شده است كه مي گويد از حضرت باقر عليه السلام سؤال كردم:
اي فرزند رسول خدا، آيا همه شما قائم ( و بپادارنده ) حق نيستيد؟ فرمودند بلي عرض كردم چرا حضرت مهدي عليه السلام را قائم ناميده اند؟ فرمودند هنگامي كه جد من حضرت سيد الشهدا حسين ابن علي عليه السلام شهيد شدند، ملائكه به درگاه خداوند ضجه و ناله نمودند و نزد پروردگار شكايت كردند ... تا آنكه فرمودند: سپس خداي عزوجل ائمه از فرزندان حضرت امام حسين عليه السلام را به انها نشان داد، و ملائكه از ديدن انها خوشحال شدند. در ان هنگام ديدند كه يكي از ايشان در حال قيام است و نماز مي خواند. پس خداوند عزوجل فرمود: به وسيله اين قائم از آنان (يعني از قاتلان حضرت حسين عليه السلام ) انتقام خواهم گرفت.3
از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند:
او را از اين جهت قائم گفته اند كه به حق قيام خواهد كرد
.
3 – منتظر
علت ناميده شدنش به منتظر آن است كه انسانها در گذشته و اكنون منتظر ظهور و خروجش هستند تا كره زمين را از هر ظلم و جور پاك گرداند و اينكه حديثي در اين مورد:
از امام محمد جواد عليه السلام سؤال شد:

اي فرزند رسول خدا به چه دليلي امام زمان را قائم ناميده اند؟ فرمودند: زيرا او، بعد از اينكه يادش از ميان ميرود و اكثر مردمي كه قائل به امامتش هستند ازاو برميگردند، قيام خواهد كرد. پس عرض كردند: به چه دليلي منتظر ناميده شده است؟ فرمودند: به اين علت كه براي حضرت مهدي عليه السلام غيبتي است كه روزهايش زياد ميباشد، و مدتش بسيار طول مي كشد، پس مخلصون از شيعيان انتظار ظهورش را مي كشند و شكاكان او را منكر خواهند شد ...
4
- صاحب الامر
علت ناميده شدنش به صاحب الامر ان است كه او امامي بر حق است كه خداي عزوجل، طاعتش را بر بندگان واجب كرده، زيرا در قرآن آمده است:
.اَطيعُوا اللهَ وَ اطيعُوا الرَّسولَ وَ اُولي الامْرِ مِنْكُم.
خدا و رسولش و صاحبان امر از خود را اطاعت كنيد
به طوري كه در احاديث صحيح ، از (اولي الامر) به ائمه اهل البيت عليه السلام تعبير شده است.

5
-حجّت
علت ناميده شدنش به حجت آن است كه وجود مقدّسش، حجت خدا بر دو عالم مي باشد، و به اوست كه خداوند متعال بربندگانش احتجاج خواهد فرمود.
کنیه امام:
امام زمان همنام پيامبر اسلام(ص) {م ح م د } و هم كنيه آن حضرت (ابوالقاسم) است.
 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 8:19  توسط سعید | 
مادر امام زمان (عليه السلام) كيست؟
مادر امام زمان (عليه السلام) نرجس خاتون دختر يشوعا پسر قيصر روم از نسل شمعون يكى از حواريين حضرت عيسى (عليه السلام) است كه به دنبال يك سلسله وقايع معجزه آسا از روم به سامرّا مى آيد و سپس به افتخار همسرى امام عسكرى (عليه السلام) نايل مى گردد.

..............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 17:31  توسط سعید | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 18:35  توسط سعید | 
از دوستان عزیز خواهشمندیم سوالات خود را از ما بپرسید (در مورد آخرین منجی) اگر توانایی اش را داشته باشیم پاسخ گوی شماییم سوالات خود را فقط در قسمت نظر بدهید هر مطلب درج کنید .ممنون از توجه شما اخرین منجی the last saviour
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 18:17  توسط سعید | 

 دليل تولد امام زمان (عليه السلام)

به چه دليل امام زمان (عليه السلام) متولد شده اند؟
عقيده به مهدويت و منجى جهانى در اسلام امرى مسلم است و در ديگر اديان هم وجود دارد; اما به چه دليل حضرت مهدى (عليه السلام) متولد شده اند، نه اين كه در آخرالزمان به دنيا خواهند آمد؟
دليل عقلى و نقلمی قطعى داريم بر اين كه حضرت مهدى (عليه السلام) قبل از شهادت پدر بزرگوارشان امام حسن عسكرى (عليه السلام)، متولد شده اند:
1 ـ دليل عقلى: با توجه به سه مطلب ذيل عقل هر انسان منصفى حكم مى كند به اين كه امام زمان (عليه السلام) متولد شده و هم اكنون زنده هستند:
الف) در علم كلام به اثبات رسيده كه «هيچ گاه زمين نمى تواند از حجت الهى، خالى باشد.» در روايات هم به اين مطلب تصريح شده است،
 در روايت است «لو بقيت الارض بغير امام لساخت» اصول كافى، ج 1، ص 179. اگر زمين بدون امام باشد، فرو مى رود و نابود مى شود.
ب) در علم كلام ثابت شده است «كه امامان معصوم بعد از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) دوازده نفر بيش تر نيستند و همگى از خاندان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مى باشند.» روايات هم در اين مورد فراوان است.
ج) «يازدهمين امام معصوم ـ حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) ـ در سال 260 هجرى قمرى در شهر سامرا به شهادت رسيدند،» اين از مسلمات تاريخ است.
نتيجه ى اين سه مقدمه اين است كه حضرت مهدى (عليه السلام)، قبل از شهادت امام حسن عسكرى (عليه السلام) تولد يافته و به مقام رفيع امامت رسيده اند، و گرنه زمين از حجت و امام خالى خواهند ماند.
2 ـ دليل نقلمى:
الف) روايات: در روايات آمده است كه حضرت مهدى (عليه السلام)، نهمين فرزند امام حسين (عليه السلام) است، ششمين فرزند امام جعفر صادق (عليه السلام) است، پنجمين فرزند امام موسى بن جعفر (عليه السلام) است، چهارمين فرزند امام رضا (عليه السلام) است، سومين فرزند امام محمد تقى (عليه السلام) است، و فرزند امام حسن عسكرى (عليه السلام)است. مجموع اين روايات بيش از 780 مورد است. از مجموع اين روايات استفاده مى شود كه حضرت مهدى (عليه السلام) متولد شده اند، زيرا حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) در سال 260 هجرى قمرى به شهادت رسيدند.
ب) نقل تاريخى: مورخان شيعه و سنى جريان تولد حضرت مهدى (عليه السلام) و زمان و مكان آن را ضبط كرده اند. مروج الذهب، ج 4، ص 199 ـ ينابيع المودة، ج 3، ص 114.
ج) ملاقات حضرت: از زمان تولد حضرت مهدى (عليه السلام) تا اين زمان، افراد زيادى حضرت را ملاقات كرده اند، مانند: حكيمه خاتون ـ عمه ى امام حسن عسكرى (عليه السلام)ـ كه شب تولد حضرت در خانه ى امام حسن عسكرى (عليه السلام) بودند و جريان تولد را شاهد بودند. ينابيع المودة، ج 3، ص 114. غيبت شيخ طوسى، ص 141.
ابو نصر خادم، حضرت مهدى (عليه السلام) را در گهواره ملاقات نموده است. كشف الغمه، ج 2، ص 499 و اثبات الهداة، ج 7، ص 344. سعدبن عبدالله قمى در زمان حيات امام حسن عسكرى (عليه السلام) با جمعى براى زيارت امام حسن (عليه السلام)به سامرا رفتند، در طرف راست امام كودكى را مشاهده نمودند كه مانند ماه درخشان بود. پرسيدند: اين كيست؟ فرمود: «مهدى قائم آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)است.» الزام الناصب، ج 1، ص 342.
در زمان غيبت هم افراد زيادى حضرت را ملاقات كرده اند، كه در خصوص ملاقات با حضرت كتاب هايى نوشته شده است.بنابراين حضرت متولد شده اند و گرنه ملاقات با ايشان معنا نخواهد داشت.
 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 19:19  توسط سعید | 
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 22:15  توسط سعید | 

           سرودن و خواندن اشعار در فضایل حضرت

 در روایت آمده است که :<<هر کس درباره ی ما یک بیت شعر بگوید خداوند برای او خانه ای در بهشت خواهد ساخت>>.

در روایات دیگری نیز ثواب های عظیمی با تفاوت میزان برای شاعران و مدیحه سرایان شمرده شده است و این تفاوت ثواب نیز شاید گویای تفاوت درجه ی معرفت و یا اثر گذاری اشعار و سروده ها باشد . مقام شعرایی چون کمیت اسدی,سید حمیری,دعبل خزاعی به خاطر همان معرفت و شناخت صحیح ایشان از مقام ائمه علیهم السلام و نشر و ترویج فضایل ایشان به واسطه هنر ناب اسلامی است.

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 15:46  توسط سعید | 

از امام زمان(عج) چه بخواهیم؟

قصه‌هایی هست از تشرّفات افرادی كه از امام پول، زن، سلامتی و امثال آن را می‌خواسته‌اند. اینها همه خوب است. ولی چرا انسان از حضرت آن چیزی را كه خود آن حضرت از خدا می‌خواهد طلب نكند؟

به همین دعای حضرت در ماه رجب توجّه كنید، حقیقتاً برای ما آموزنده است، ما هم همین‌ها را از خدا بخواهیم «وَ احتم لِی فِی قَضائِكَ خَیرَ ما حَتَمتَ؛ از قضاهای خودت، بهترینش را برای من تقدیر فرما».

«وَ اختِم لِی بالسَّعادةِ فی مَن ختمتَ؛ مرا از كسانی قرار بده كه امرشان را در این ماه به سعادت ختم می‌فرمایی». «و اَحیِنِی ما أحیِیتَنِی مَوفُورَاً و أمتِنی مَسرُورَاً و مَغفُوراً؛ زنده‌ام بدار در حالی كه از الطاف و رحمت‌هایت، حظّی وافر داشته‌ام و بمیرانم در حالی كه مسرور و آمرزیده‌ باشم». «واجعَل لی إلی رضوانِك وجِنانكَ مَصیراً؛7 برایم راهی به بهشت و رضوان خودت مقرّر فرما».

او رضوان و رضای خدا را می‌طلبد. ما هم همین‌ها را بطلبیم كه هیچ چیز بالاتر از رضای خدا و بالاتر از محبّت خدا و اولیای خدا وجود ندارد.

از امام زمان(علیه‌السلام) بخواهیم كه برایمان استغفار كند.یكی از چیزهایی كه خیلی مهم است، استغفار است. استفغار، پوشاننده‌ی سیّئات است. اگر طلبِ مغفرت جدّی باشد منجر به مغفرت می‌شود. یك وقت انسان خودش استغفار می‌كند، یك وقت دیگران برایش استغفار می‌كنند، رفقا برایش استغفار می‌كنند، آن هم مؤثر است امّا راه سومی هم وجود دارد كه بهتر از دو راه قبلی است و آن این است كه انسان به حجّت وقت متوسّل شود و از آن حضرت بخواهی كه یابن‌رسول‌الله! شما برایم طلب مغفرت كنید. من این مطلب را از این آیه شریفه می‌گویم:

و لَو انَّهُم إذ ظَّلَموُا أنفُسَهم جاؤُوكَ فاستَغفِروا اللهَ و استغفِر لهمُ الرَّسولَ لَوجَدوا اللهَ توّاباً رحیماً.*

اگر آنان وقتی كه به خود ستم كردند، پیش تو می‌آمدند و از خدا آمرزش می‌خواستند و پیامبر نیز برای آنان طلب آمرزش می‌كرد، قطعاً خدا را توبه‌پذیر مهربان می‌یافتند.

خداوند به پیامبرش می‌فرماید اگر اینها كه خلاف كرده‌اند، پیش تو می‌آمدند و از من طلب مغفرت می‌كردند، تو هم برایشان استغفار می‌كردی ـ اگر این دو استغفار با هم ضمیمه می‌شد ـ آن وقت « لَوجَدوا اللهَ توّاباً رحیماً» نمی‌فرماید: «یَغفِراللهُ لهم» یعنی خدا ایشان را می‌آمرزید، بلكه می‌فرماید: «لوَجَدوا الله توّاباً رحیماً» تعبیر بسیار جالبی است. یعنی در صورت استغفار خودشان و استغفار رسول خدا، در وجودشان می‌فهمیدند و می‌یافتند و درك می‌كردند كه خدا آنها را آمرزیده است. یعنی در آن صورت غفوریّت و رحمانیت خدا را درك می‌كردند.

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) رضوان و رضای خدا را می‌طلبد. ما هم همین‌ها را بطلبیم كه هیچ چیز بالاتر از رضای خدا و بالاتر از محبّت خدا و اولیای خدا وجود ندارد.

برادران یوسف، بعد از آزار یوسف(علیه‌السلام)، وقتی متوجه شدند بدكاری كرده‌اند، پشیمان شدند و از پدر خواستند كه «یا اَبانا اِستَغفِرلَنا ذُنوبَنا...»9 گفتند: پدرجان! تو پیش خدا وجیه هستی، رسول و پیغمبر خدا هستی، پیش خدا آبرو داری، ما گناهكاریم پشیمانیم، از تو می‌خواهیم كه برایمان طلب مغفرت نمایی، یعقوب(علیه‌السلام) هم پذیرفت. ما هم از پدر حقیقی خود بخواهیم كه او برایمان طلب مغفرت كند. یعنی از امام زمان(علیه‌السلام) درخواست كنیم كه بعد از توبة حقیقی، برای ما طلب مغفرت كند زیرا او «وجیه عندالله» است. او محمود خداست، او ولیّ خداست، او همه كاره عالم است این توبه اگر با آن لطفِ مغفرت توأم شود قطعاً كارساز خواهد بود.

الان هم رسول خدا زنده است، باید از رسول خدا بخواهیم، از امام زمان بخواهیم و عرض كنیم: یابن‌رسول‌الله! ای عزیز فاطمه(س)! تو می‌دانی ما بیچاره هستیم و پناهی نداریم، یكی از القاب شما «غوث» است. یعنی پناه بی‌پناهان! شما پدر حقیقی ما هستید. ما بچه‌های بدی هستیم ولی شما پدر خوبی هستید، ما نوكرهای بدی هستیم، اما شما خوب آقایی هستید. ما كجا برویم، به چه كسی بگوییم و به كه پناه ببریم؟ ما شما را دوست داریم و تو از قلب ما خبر داری، در زیارت دارد «ولی حقّ مُوَالاتِی» دوستی، حق می‌آورد، ما حقِّ موالات داریم. به شما امید داریم و از شما می‌خواهیم كه شما به ما تصدّق كنید. كه خدا صدقه‌كنندگان را جزای خیر می‌دهد. دست  گدایی‌ ما به سوی شما دراز است.

 

پی نوشت:

 *سورة نساء(4)، آیة 64

منبع:

به نقل از آیت‌الله حاج شیخ حسن صافی اصفهانی(ره)، ماهنامه موعود شماره 82،

منبع ما: تبیان

 

Akharinmonjy                                                

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 15:43  توسط سعید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
شما که مطالب عمده ی تاریخی را به نقل یک نفر مورخ قبول می کنید و حوادث مهم جهانی را به گفته ی یک خبر نگار که صد گونه غرض و مرض دارد می پذیرید در مورد امام زمان (عج) و مسایل دینی چرا این گونه نیستید؟

نوشته های پیشین
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
آرشیو موضوعی
آخرین منجی
نویسندگان
مهدی
سعید
پیوندها
تماس با ما
تبلیغات رایگان در این سایت
فراق دوست
 

 RSS

بانک صوت و فیلم مذهبی
POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

طراح قالب
دیجیتال کیوان

یا اباصالح المهدی ادرکنی یا ابا صالح المهدی ادرکنی یا اباصالح المهدی ادرکنی یا ابا صالح المهدی ادرکنی یا اباصالح المهدی ادرکنی یا ابا صالح المهدی ادرکنی یا اباصالح المهدی ادرکنی یا ابا صالح المهدی ادرکنی